سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
بهمن 90 - مینویسم ازجوانی تابماندیادگاری درزمانهای نه چندان دورپیری
























مینویسم ازجوانی تابماندیادگاری درزمانهای نه چندان دورپیری

   1   2   3      >

ظهر برای نماز رفته بودیم مسجد امیرعباس یه کیک دستش بود که میخواست بخوره چادرمو پهن کردم نشوندمش رو چادر و مشغول خوردن کیک شد . شب هم برای نماز رفتیم مسجد نمازمو شروع کرده بودم که دیدم امیرعباس چادرمشکیمو پهن کرد روی زمین بعد مشغول درآوردن کلاه و کاپشنش شد بعد از اون جوراباشو درآورد بعد وایساد و شلوارشم درآورد ( یه شلوار دیگه پاش بود ) بعد هم با خیال راحت نشست روی چادر و مشغول خوردن باقی مونده ی کیک ظهر شد منو میگی داشتم منفجر می شدم از خنده وسط نماز که این دیگه چرا جورابو شلوارشو درآورده . در ادامه دو فیلم از شعار دادن آقا پسر گذاشتم اگه فیلما مشکل دارن خبر بدید درستشون کنم . در ضمن این دو فیلم به سرعت پاک خواهند شد .


فیلم حذف شد . ولی به درخواست دوستان مجددا گذاشته شد .


فیلم اول


فیلم دوم


نوشته شده در سه شنبه 25/11/90ساعت 3:14 عصر توسط نظرات ( ) |

دیشب با امیرعباس رفتیم خونه حاج خانم همسایه مون برای خداحافظی ،میخواست امروز صبح بره مشهد در حال خداحافظی امیرعباس برگشته به حاج خانم میگه : برا منم دعا کن . بهش گفته بودم میخواد همسایه مون بره مشهد ولی نگفته بودم مشهدشهر زیارتیه و حرم امام رضا اونجاس و کسانی که میرن بهشون میگیم برامون دعا کنن نمیدونم چه طور این جمله رو به زبون آورد ،خدا کنه امام رضا بطلبه و یه مشهد بریم تا این گل پسرمون هم اولین مشهد زندگیشو بره .




نوشته شده در دوشنبه 24/11/90ساعت 5:30 عصر توسط نظرات ( ) |

   1   2   3      >
Design By : Pars Skin